گاهی دانشآموز یک صفحه را چند بار میخواند، هنگام مطالعه احساس میکند همه مطالب را میشناسد و حتی کتاب را که میبندد، فکر میکند موضوع را یاد گرفته است. اما وقتی از او میخواهند مطلب را با زبان خودش توضیح دهد، نمیتواند آن را بهدرستی بیان کند. این اتفاق لزوماً به معنی ضعیف بودن حافظه یا توانایی یادگیری دانشآموز نیست. در بسیاری از مواقع، مشکل از روش مطالعه است. خواندن و یادگیری دو فرایند یکسان نیستند. ممکن است چشمها یک متن را چندین بار مرور کنند، اما اطلاعات آن هنوز به شکلی در ذهن سازماندهی نشده باشد که دانشآموز بتواند آن را به خاطر بیاورد، توضیح دهد یا در سؤال جدید به کار ببرد.
تفاوت خواندن با یادگیری چیست؟
خواندن بیشتر یک فعالیت دریافت اطلاعات است؛ اما یادگیری زمانی اتفاق میافتد که دانشآموز بتواند با اطلاعات جدید ارتباط برقرار کند و بعداً از آن استفاده کند. برای مثال، ممکن است دانشآموز تعریف یک مفهوم را چند بار بخواند و هنگام دیدن همان صفحه آن را کاملاً آشنا تشخیص دهد. اما اگر کتاب بسته شود و از او خواسته شود مفهوم را توضیح دهد، ممکن است نتواند. این تفاوت به یک نکته مهم مربوط میشود: آشنا بودن با مطلب، لزوماً به معنی بلد بودن آن نیست.
آشنا بودن با مطلب، لزوماً به معنی بلد بودن آن نیست.
۱. مطالعه بیش از حد منفعل است
یکی از دلایل رایج این مشکل، مطالعه منفعل است. در مطالعه منفعل، دانشآموز بیشتر زمان خود را صرف خواندن، خط کشیدن زیر مطالب یا نگاه کردن دوباره به جزوه میکند؛ بدون اینکه از خودش بخواهد اطلاعات را از ذهنش بازیابی کند. در چنین شرایطی، مغز بیشتر با «تشخیص مطلب» روبهرو میشود تا «بازیابی مطلب». به همین دلیل ممکن است هنگام باز بودن کتاب، مطالب بسیار ساده به نظر برسند اما چند دقیقه بعد، توضیح دادن آنها دشوار شود.
۲. توهم یادگیری ایجاد میشود
گاهی یک مطلب را آنقدر میخوانیم که برایمان آشنا میشود. همین آشنایی میتواند این تصور را ایجاد کند که مطلب را بهخوبی یاد گرفتهایم. اما یک سؤال ساده میتواند میزان یادگیری واقعی را بهتر مشخص کند: «اگر کتاب را ببندم، چقدر از این مطلب را میتوانم با زبان خودم توضیح دهم؟» اگر پاسخ دادن به این سؤال دشوار باشد، احتمالاً مطالعه بیشتر به معنی یادگیری بیشتر نیست و باید روش مطالعه تغییر کند.
۳. دانشآموز فقط جملات کتاب را حفظ میکند
یکی دیگر از مشکلات این است که دانشآموز به جای فهمیدن ارتباط بین مفاهیم، تلاش میکند جملات را دقیقاً به خاطر بسپارد. در این حالت ممکن است بتواند بخشی از متن را تکرار کند، اما اگر سؤال کمی تغییر کند یا از او بخواهند موضوع را با زبان خودش بیان کند، دچار مشکل شود. یادگیری عمیقتر زمانی اتفاق میافتد که دانشآموز بتواند: مفهوم را با زبان خودش توضیح دهد. بین مطالب ارتباط برقرار کند. برای مفهوم مثال بزند. علت یک موضوع را بیان کند. آن را در یک سؤال یا موقعیت جدید به کار ببرد.
۴. هنگام مطالعه سؤال نمیپرسد
ذهن زمانی فعالتر با یک مطلب درگیر میشود که برای آن سؤال داشته باشد. به جای اینکه دانشآموز فقط یک پاراگراف را بخواند، میتواند قبل یا هنگام مطالعه از خودش بپرسد: موضوع اصلی این بخش چیست؟ چرا این اتفاق رخ میدهد؟ چه ارتباطی با مطالب قبلی دارد؟ اگر بخواهم این مطلب را برای یک نفر توضیح بدهم، از کجا شروع میکنم؟ چه مثالی برای این مفهوم میتوانم بزنم؟ این سؤالها مطالعه را از یک فعالیت صرفاً خواندنی به یک فعالیت فعالتر تبدیل میکنند.
۵. مطالب را به زبان خودش بازگو نمیکند
یکی از سادهترین روشهای بررسی یادگیری این است که دانشآموز بعد از مطالعه، کتاب را ببندد و موضوع را با زبان خودش توضیح دهد. لازم نیست توضیح او دقیقاً شبیه متن کتاب باشد. حتی بهتر است تلاش کند مفهوم را ساده، کوتاه و بدون نگاه کردن به کتاب بیان کند. اگر در میانه توضیح متوجه شد بخشی را نمیداند، همان قسمت میتواند مشخص کند که نیاز به مرور بیشتری دارد.
۶. بین مفاهیم ارتباط برقرار نمیکند
یادگیری فقط به خاطر سپردن اطلاعات جداگانه نیست. اگر دانشآموز بداند یک مفهوم چه ارتباطی با مطالب قبلی و بعدی دارد، احتمالاً بهتر میتواند آن را توضیح دهد و به خاطر بیاورد. برای مثال، بعد از مطالعه یک مبحث میتوان پرسید: «این مطلب چه ارتباطی با چیزی که قبلاً خواندهام دارد؟» ساختن این ارتباطها باعث میشود مطالب به شکل پراکنده در ذهن باقی نمانند.
۷. بلافاصله سراغ پاسخ کتاب میرود
گاهی دانشآموز بعد از مطالعه یک مطلب، سؤال یا تمرینی را میبیند و قبل از اینکه خودش فکر کند، به پاسخ یا راهحل نگاه میکند. این کار ممکن است احساس بلد بودن ایجاد کند، اما فرصت بازیابی و تلاش ذهنی را کاهش میدهد. بهتر است ابتدا دانشآموز خودش تلاش کند، حتی اگر احتمال دارد اشتباه کند. سپس پاسخ را بررسی کند و ببیند کدام قسمت را درست یا اشتباه انجام داده است.
۸. فقط با یک روش مطالعه میکند
همه مطالب را نمیتوان دقیقاً به یک شکل مطالعه کرد. ممکن است یک روش برای یک درس مناسب باشد اما برای درس دیگر کارایی کمتری داشته باشد. برای مثال: در مطالب مفهومی، توضیح دادن با زبان خود دانشآموز اهمیت زیادی دارد. در مطالب حفظی، مرور و بازیابی میتواند کمککننده باشد. در درسهای مسئلهمحور، حل تمرین و تست ضروری است. در مطالب مرتبط، رسم نمودار یا دستهبندی میتواند ارتباط مفاهیم را روشنتر کند. بنابراین بهتر است دانشآموز بر اساس ماهیت مطلب، روش مطالعه خود را انتخاب کند.
چگونه بفهمیم واقعاً یک مطلب را یاد گرفتهایم؟
یکی از بهترین راهها این است که بعد از مطالعه، خودمان را بدون کمک کتاب ارزیابی کنیم. روش «کتاب را ببند و توضیح بده» بعد از مطالعه یک بخش: ۱. کتاب را ببند. ۲. چند لحظه فکر کن. ۳. موضوع را با زبان خودت توضیح بده. ۴. هرجا متوقف شدی یا نتوانستی ادامه بدهی، آن قسمت را علامت بزن. ۵. فقط همان بخش را دوباره بررسی کن. ۶. دوباره بدون نگاه کردن توضیح بده. این روش به دانشآموز نشان میدهد کدام قسمتها را واقعاً یاد گرفته و کدام بخشها فقط برایش آشنا هستند. از خودمان سؤال بپرسیم یکی دیگر از روشهای مؤثر، تبدیل مطالب به سؤال است. مثلاً بعد از مطالعه یک مبحث، به جای اینکه دوباره همان صفحه را بخوانیم، از خودمان سؤالهایی درباره آن بپرسیم. سؤالها میتوانند از ساده به دشوار باشند: این مفهوم چیست؟ چرا اتفاق میافتد؟ چه تفاوتی با مفهوم قبلی دارد؟ یک مثال برای آن چیست؟ اگر شرایط تغییر کند، چه اتفاقی میافتد؟ این کار باعث میشود دانشآموز فقط به متن نگاه نکند، بلکه اطلاعات را از ذهن خود بازیابی کند.
توضیح دادن برای یک نفر دیگر چه کمکی میکند؟
گاهی بهترین راه برای فهمیدن میزان یادگیری، تلاش برای آموزش دادن همان مطلب به شخص دیگری است. دانشآموز میتواند تصور کند قرار است یک موضوع را برای دوست، والدین یا حتی یک دانشآموز کوچکتر توضیح دهد. اگر بتواند موضوع را ساده و منظم توضیح دهد، احتمالاً درک مناسبی از آن دارد. اما اگر مدام به کتاب نگاه کند، جملات را تکرار کند یا در توضیح ارتباط بین مفاهیم دچار مشکل شود، احتمالاً هنوز نیاز به یادگیری فعالتر دارد.
آیا چند بار خواندن یک مطلب اشتباه است؟
نه، مرور و دوبارهخوانی در جای خود مفید هستند؛ اما تنها روش یادگیری نباید باشند. اگر دانشآموز هر بار فقط متن را از ابتدا تا انتها بخواند، ممکن است زمان زیادی صرف کند بدون اینکه متوجه شود کدام قسمتها را واقعاً بلد نیست. بهتر است دوبارهخوانی با فعالیتهایی مانند: پرسش از خود توضیح دادن با زبان خود حل تمرین تست زدن یادآوری بدون نگاه کردن به کتاب مرور فاصلهدار همراه شود.
یک الگوی ساده برای مطالعه فعال
دانشآموز میتواند این الگوی چهارمرحلهای را امتحان کند: بخوان → کتاب را ببند → توضیح بده → خودت را ارزیابی کن اگر در مرحله توضیح دادن مشکل داشت، به جای اینکه کل مطلب را دوباره از ابتدا بخواند، ابتدا مشخص کند دقیقاً کدام بخش را بلد نیست. این کار هم زمان مطالعه را بهتر مدیریت میکند و هم تصویر دقیقتری از میزان یادگیری به دانشآموز میدهد.
اینکه دانشآموز بتواند یک مطلب را بخواند اما نتواند آن را توضیح دهد، اتفاقی رایج است و لزوماً نشانه ضعف در یادگیری نیست.
یکی از مهمترین دلایل آن، تفاوت میان آشنا بودن با یک مطلب و توانایی واقعی در بازیابی و استفاده از آن است.
برای بررسی یادگیری بهتر است دانشآموز فقط به تعداد دفعات خواندن توجه نکند. بستن کتاب، توضیح دادن با زبان خود، پرسیدن سؤال از خود، حل تمرین و تست و بررسی اشتباهات میتوانند تصویر واقعیتری از میزان یادگیری ایجاد کنند.
در نهایت، هدف مطالعه فقط این نیست که هنگام دیدن کتاب احساس کنیم مطالب را میشناسیم؛ هدف این است که بتوانیم بدون کمک کتاب، آنچه را یاد گرفتهایم به یاد بیاوریم، توضیح دهیم و در موقعیت مناسب به کار ببریم
سؤالات متداول
چرا با وجود چند بار خواندن، نمیتوانم مطلب را توضیح دهم؟
چون چند بار خواندن بیشتر باعث آشنایی با متن میشود و لزوماً به معنای یادگیری عمیق نیست. برای یادگیری بهتر باید مطلب را بدون نگاه کردن به کتاب بازیابی و با زبان خودتان توضیح دهید.
از کجا بفهمیم یک مطلب را واقعاً یاد گرفتهایم؟
کتاب را ببندید و تلاش کنید مطلب را بدون کمک متن توضیح دهید. اگر بتوانید مفهوم را با زبان خودتان بیان کنید، مثال بزنید و ارتباط آن را با مطالب دیگر توضیح دهید، نشانه خوبی از یادگیری است.
آیا چند بار خواندن یک مطلب روش مناسبی برای مطالعه است؟
دوبارهخوانی میتواند بخشی از مطالعه باشد، اما بهتر است در کنار آن از روشهایی مانند پرسش از خود، بازیابی، حل تمرین و تست زدن استفاده شود.
چرا توضیح دادن مطلب با زبان خودمان به یادگیری کمک میکند؟
چون دانشآموز مجبور میشود اطلاعات را از ذهن خود بازیابی کند و ارتباط میان مفاهیم را به شکل منظم بیان کند. این کار میتواند نقاط ضعف در یادگیری را نیز مشخص کند.
اگر هنگام توضیح دادن یک مطلب چیزی را فراموش کردیم، چه کار کنیم؟
لازم نیست کل فصل را دوباره از ابتدا بخوانید. ابتدا مشخص کنید کدام بخش را فراموش کردهاید، همان قسمت را مرور کنید و دوباره بدون نگاه کردن آن را توضیح دهید.
آیا تست زدن میتواند نشان دهد یک مطلب را یاد گرفتهایم؟
بله، تست و تمرین میتوانند میزان توانایی شما در استفاده از مطلب را مشخص کنند؛ بهخصوص اگر بعد از حل سؤال، پاسخ و اشتباهات خود را تحلیل کنید.
- روش مطالعه
- مطالعه فعال
- یادگیری موثر
- مطالب
- تکنیک
- درس
- تقویت حافظه
- تست زدن
- بازیابی مطالب
- مرور درس

نظرات(۰)
هنوز نظری تایید نشده است. اولین نفر باشید.